جفت ...
من كه وقتِ رفتنت ... كفشهايت را جفت ميكنم ...
اگر بيايي .. چه خواهم كرد ... نميدانم ...
عاشق منزوی
عزيزم ...
كــــــــــــــــــــــــــــــــــ ر ا و ا ت
خي لـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي بهـ ت مياد!
واسه تو زدم!
ديشب صورتت چون ماه نقش ِ بر آبِ حوض ِ ماهيها شده بود ...
خواستم صورتم را به صورتت نزديك كنم... لرزيدي ...
نزديك تر كه شدم رفتي ...