Thursday, June 28, 2007

كشف

بنده تصميم بسيار جدي و ركيك دارم كه هر روز اينجا را بخونم

به شما هم اكيد توصيه مي‌كنم

 

http://www.pasdaran.persianblog.com /

Saturday, June 23, 2007

فارسي ...

ژتون : بهامُهر

 

Email : رايانامه

 

ليگ : تيمگان

 

Left Arrow : كليد چپ‌بَر

 

ماكاروني :‌ني‌رشته

 

نوت‌بوك: رايانه كتابي

 

Patch : كژنه

 

پست مدرن: پسانوگرا

 

رمپ : شيبك

 

Remote Control : دورفرمان

 

رزومه: كارنامك

 

رستوران سلف سرويس: رستوران خويش يار

 

سيگنال: نشانك

 

سيفون: آب شويه

 

يخچال سايد باي سايد:‌ يخچال همبر

 

اسنك: لب‌چره

 

سويت: سراچه

 

تكنيسين: فن ورز

 

تاكسي: خزش

 

ترافيك: شد‌ آمد

 

اورولوژيست: ميزراه‌پزشك

 

آيفون: آوابر

 

حق‌التدريس: آموزانه

 

حق‌التحقيق: پژوهانه

 

لووردراپه: پردآويز

 

قصه صبح شنبه

- يكي بود، يكي نبود

زير گنبد كبود

يه آقايي بود كه اسم زنش "ايران خانوم"  بود ...

اين آقا براي زنش مي‌خوند ...

 

- چي مي‌خوند؟

 

- مي‌خوند:

چو ايران مباشـــد تن من مباد
بدين بوم و بر زنده يك تن مباد

 

 

(پ.ن.: بيت معروف

چو ايران مباشد تن من مباد
بدين بوم و بر زنده يك تن مباد

به اين صورت سروده فردوسي نيست. هر چند اين بيت سرشار از احساسات ميهن دوستانه است كه ورد زبان همه ماست. اين نكته را سالها پيش ملك‌الشعراي بهار گوشزد كرده است .
اين بيت مربوط به داستان رستم و سهراب است, آنجا كه هجير در ضمن معرفي پهلوانان ايراني به سهراب, نمىخواهد رستم را به او معرفي كند. هجير با خود مىگويد :

چو گودرز و هفتاد پور گزين
همه نامداران با آفرين

نباشد به ايران تن من مباد
چنين دارم از موبد پاك ياد

سپس در چاپ ماكان«نباشد به ايران تن من مباد« به «نباشد چو ايران تن من مباد» و بعد به «چو ايران نباشد تن من مباد» تبديل شده و شاعري خوش ذوق اين مصرع را از بيت پيشين بريده و سه مصرع ديگر را نيز خود سروده و در مجموع دو بيت زيبا خلق كرده است كه غالب شما از حفظ داريد .

 

به نقل از: http://www.persian-language.org)

Tuesday, June 19, 2007

ادامه‌ی همان حرفِ آشنا

فقط دو نفر بودند
تمام شب پيش
يکيشان گيسوانِ آن ديگری را می‌بافت،
همه‌ی حرفشان از هوای چيزی شبيه فردا بود
يعنی همين امروزِ عجيبِ ما که در ميان ما نيستند .


فقط دو نفر بودند
يکيشان تمام شب از چيزی شبيه شب سخن می‌گفت،
اما آن ديگری می‌دانست
جای پای ستارگان را
نه باران بی‌واهمه خواهد شُست،
نه رگبار آن همه رويا در باد بی‌سوال .
فقط دو نفر بودند
دو خاطره در خواب آخر خُرداد
يا دو آينه بر دريچه‌ی دريا،
نه من بی‌خبر بودم و نه او
که بوی بوسه و باران و گريه‌های "ری‌را" می‌داد .


فردا که از جنوبِ مايل به مشرقِ آسمان بگذريم،
کودکی از حوالیِ يک دبستان دور
دو کُپه‌ی خاک، دو آينه بر دريچه‌ی دريا
دو خاطره، در خواب آخر خرداد را نشانمان خواهد داد ...
آن وقت تازه تو به ياد خواهی آورد :
-
فقط دو نفر بودند !

 

 

باز هم ... سيدعلي صالحي

Wednesday, June 13, 2007

اطلاعيه فروش به مناسبت شروع تابستان

يك سري وعده زندگي در قصر شاه پريان و خوابيدن بر روي بستري از گل هاي سرخ آماده تحويل مي‌باشد. علاقمندان جهت ثبت مراجعه نمايند.

Tuesday, June 12, 2007

فوايد تبليغ مضرات سيگار

ديشب داشتم برنامه 90 مي‌ديدم ...

حواسم نبود ...

پشت دروازه نوشته بود: "سيگار دشمن سلامت"

ياد سيگار افتادم و يكي روشن كردم ...

بهترين تبليغ براي سيگار، بد گفتن ازش تو جاهايي ِ كه بيننده زياد داره ...

الانم بد نيست يكي روشن كنم!

Sunday, June 10, 2007

سووال

از يك اختراع،‌ كداميك بيشتر لذت و سود مي‌برد؟

 

الف – مخترع

ب – مصرف كننده

ج – جميله

د - ديوانه

Saturday, June 09, 2007

تريپ مي‌دوني چيه؟

براي تو كه پستي‌ات دارد مي‌چرد

براي عماد

نه فرشته‌نژاد

بلكه غفوري

شعر خواهم گفت

براي بهاره

كه نگران غصه‌هاي برگشتن است

غصه خواهم داد

من الاغي ديدم وبلاگ مي‌نوشت و چه سنگين مي‌رفت

من نميييييييييييييييييييييييتونمممممممممم

 

***

 

عروس خوب قصه

عروس آرزوهام

 

***

وقتي كه خيلي تنهام

تنهاترين ِ من

 

***

چشمانم را ليس مزن

من نمي‌خوام بسوزم

 

***

به تو گفتم، قبل رفتنت مي‌خوام ببخشمت

به تو گفتم، خودمو مي‌كشم و پر مي‌زنم تو آسمونا

 

***

تموم شد

حالا من موندم

بي‌اشك و بي‌غصه و بي‌آه

انگيزه‌اي براي گوش دادن به ترانه‌هاي غمگين ندارم

 

***

نه مردم! نه از پا افتادم!

 

***

تو تنها نيازمند يك نگاهي!

نوازشي از يك مسواك كهنه

آرامشي از سكوتي خفه

يادگار من

نبايد بماند

پس گرفتم ...

 

***

روز نو

روزي نو

چند قدم تا آرامش

چه با

جه بي

 

***

براي داشتن تو

چه راه دوري رفتم

 

***

End is near …

 

***

Welcome home my Child …

 

***

 

جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت ... نکنه غصه بخوري ... من همه جا باهاتم ... تو تنها نيستي

 

***

جايي كه ميروي مردمي دارد كه مي‌شكنندت ... نكند غصه بخوري ... من همه جا با تو هستم ... تو تنها نيستي

 

***

فرق روان و سخت

خيالت تختِ تخت

 

***

اما چه فايده!؟

كم گريه كن گلم ... من كم تحملم ...

كم ...

 

***

سنت

 

***

دلار

 

***

سركار خانم

جناب آقاي

مدير محترم

معاون محترم

 

***

اگه زحمتي نيست!

بفرما!

چون مي‌دونستن دارم بزرگ مي‌شم كم كم

با حرفاتون جوش نميارم مثل كتري گازي

من ماشين! حرفاتون هست مثل بنزين ماشين

 

***

نگو!

پسر شجاع!

 

***

مهموني كجاست؟ تو فرمانيه!

جو قر و قاطيه!

پر در دافيه!

 

***

زاخار!